سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
دریا - ناکام دات کام

ناکام دات کام


دریا

صدای یک تن، در این بیابان...




سلام دریا، سلام دریا، فشانده گیسو! گشوده سیما !


همیشه روشن، همیشه پویا، همیشه مادر، همیشه زیبا !


 ***


دریا


سلام مادر، که می تراود، نسیم هستی، زتار و پودت .


همیشه بخشش، همیشه جوشش، همیشه والا، همیشه دریا !


 ***


دریا


سلام دریا، سلام مادر، چه می سرائی؟ چه می نوازی ؟


بلور شعرت، همیشه تابان، زبان سازت، همیشه شیوا !


***


چه تازه داری؟ بخوان خدا را، دلم گرفته، دلم گرفته !


که از سرودم رمیده شادی، که در گلویم شکسته آوا !


***


دریا


چه پرسی ازمن: - « چرا خموشی؟ هجوم غم را نمی خروشی !


جدار شب را نمی خراشی، چرا بدی را شدی پذیرا ؟ »


***


- شکسته بازو گسسته نیرو، جدار شب را چگونه ریزم ؟


سپاه غم را چگونه رانم، به پای بسته، به دست تنها ؟


***


دریا


خروش گفتی ؟ چه چاره سازد، صدای یک تن، درین بیابان ؟


خراش گفتی ؟ که ره گشوده، به زور ناخن، ز سنگ خارا ؟


***


بخوان خدا را، دلم گرفته، دلم گرفته، دلم گرفته !


درین سیاهی، از آن افق ها، شبی زند سر، سپیده آیا ؟


دریا


دریا، - صبور وسنگین -


می خواند و می نوشت:


 "... من خواب نیستم !


خاموش اگر نشستم ،


مرداب نیستم !


روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم


روشن شود که آتشم و آب نیستم !"


***


<فریدون مشیری>


+ نوشته شده در چهارشنبه 16/6/90ساعت 4:10 عصر توسط شب پر - (سینا) نظرات ( ) |