شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ و من تنهايم . . . با تنهايي هايم حرف ميزنم ميخندم ميگريم ميرقصم و ميميرم . . . واين بار تنهايي با من حرف ميزند! در گوش من آهسته مي گويد . . . که هميشه با من است !! و من عاشق تنهايي شده ام . . .
واااا مگه اينجا کسي درد بي درمون داره ؟؟!! :(
:(- خب پس چرا شما ميخنديد؟:)-
بله ... کوري عصاکش کور دگر شود .... :(
يوااااااااااااااااش . چ خبرته
نگو ميخواي جدا شي به ياد من نباشي...نگو ميخواي بري تو رفيق نيمه راه شي :(- ... (مخاطب مجازي)
خب موفق شدم شادابيتو ازت بگيرم :)
هييييي خانم کافه حرفا ميزنيدااااا :)
خب ديگه حالا جــو نده الکي...
خيلي زيبا بود...خيلي... :((
مرسي .....:((
ببينيم و تعريف کنيم :)
چرا نداره ديگه ... :((
راس ميگه بهنوش....چرا نداره ديگه....از بي شتريه:دييييييييييي
خب بهش نميدن لابد:دي
چيو شما دو تا خودتون مي بريد و خودتونم ميدوزيد؟؟؟!!!! :(
:)))))))))
وا كجاش خوشكله؟ كمالاتش هم كه معلوم نيست فعلا:دي كچله
!!!!!!!????؟؟؟؟!!!!!
........!!!
!!!........
*زهرا.م
با با اين سينارو ولش كنين فعلا.حالش خوب نيس.امروز همه ناخوشن!
زهرا جون چرا دوروغ ميگي من امروز حالم خيلي خوبه
*زهرا.م
من سينا(ناكام)رو ميگم!
خوب پس چرا جمع ميبندي ميگي همه؟
*زهرا.م
من اصلا تورو نديدم ونميشناسم!باشه تو حالت خوبه!:)
*زهرا.م
سينا اصلا ناراحتي بهت نمياد!بخند!اينجوري!:)
اين همه خنديديم کجارو گرفتيم ؟ :(
*زهرا.م
خب چرا دعوا داري!:( اصلا نخند!:(
وااااا مگه هر کي کچل نيست بايد بخنده ؟! :( - با تو هم دعوا ندارم که زهرا گير نده ... :(
*maryamz*
چون امروز يه روز خاصه.
*maryamz*
خبر اين که منم امروز زياد حوصله نداشتم که الان يکم بهتر شدم :ديي
وااااااي چرا تو فيداي ما همش بحث به شتر کشيده ميشه؟! :(
*maryamz*
مي شه گفت مشکلات زندگي رو هم خيلي امروز تلنبار شد:((((
*maryamz*
پس بياين همه با هم گريه کنيممممم :(((((((((((((((((
(((بــغــض)))
*maryamz*
مستر ناکام تقلب نکنين ديگه گريهههههه بايد باشه نه بغض :(((((((
خوش بحالتون که ميتونيد راحت گريه کنيد ولي من........ :((
ااااا چرا همتون اينجا عزا راه انداختيــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*maryamz*
سارا با من که نبودي خودم مي دونم :دي مستر ناکام به شتر از دست رفته فکر کنين خود به خود گريه مياد :((((((((((((((
واااااا به من چه ؟!! :(
چرا اتفاقا با تو بودم مريم..تو عزا راه انداختي ديگه!!!!
*maryamz*
من عزا راه انداختم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من خواستم بچه ها تخليه روحي بشن بهتر شن. منشا اصلي مستر ناکام بود.
عجب!!!
ههههه يک داستان باحال گذاشتم تو وبلاگم بريد بخونيد شايد حوصلتون بياد سر جاش!!!!:)))
*maryamz*
نکته>>> عجب بعدش 3 تا علامت تعجب داره. بهش وصل هست :دي
سارا خانم چ دادي زد سرتون که همه در رفتيدااااااا :)
*maryamz*
مثل اين که گريه اثر داشت حالتون خوب شد :ديييييييييييييييييي
وااااااا مگه حالمون بد بود؟! :(
*maryamz*
من که خيلي حالم بد بود. شما هم بود ديگه نبود؟
حالم بد بووووووود ؟؟؟؟ يني الان نيست؟!!! :(
*maryamz*
نيست ديگه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چ ميدونم:(- نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*maryamz*
بله سايه جان مي گفتم. ولي در حال حاضر بايد چي بگم گفتي بگو؟ :ديييييييييييييييي
صبر کنيد مثه اينکه مريض بعدي اومد .....
*maryamz*
:))))))))))))))))))))) بله امشب مثل اين که اوضاع وخيمه دستيار لازم دارم. کي مياد کمک؟؟؟؟؟؟؟؟
تورو خدا ببينيد چ بلايي سر اين فيد نازنينم اوردناااااااا :(
فقط سريعتر ... دراه کم کم اثر قرصاي بيهوشي از بين ميره
*maryamz*
دستيار من کي شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشيد وسط بحثتون....فقط خواستم بپرسم مگه بيهوشي هم قرص داره؟؟:دي
*maryamz*
تلفات داره زياد مي شه. کي دستيار مي شهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*maryamz*
سارا سوالاي تخصصي مي پرسي ها :دييييييييييي
*maryamz*
يانگوم دستيار شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تکليف ما چي شد اين وسط؟؟؟؟؟؟؟
يانگوم کيه ديگه ؟
دکتر ارنست؟
*maryamz*
:))))))))) خب پس دستيار هم پيدا شد. حالا مريض کيه؟
تازه رسيديم به خونه اووووووووولللللل :(
*maryamz*
نه بهنوش طب سوزني کاربرد نداره بايد جراحي بشه:دييييييييي
جراحي؟؟؟؟؟؟ :(
*maryamz*
اره جراحي اونم جراحي قلببببببببببب!!!!!!!!!!!!!!!1
فعلااااااااااااا برممممممممم آخر شب که اومدم اگه بازم حالم بد بود عملم کنيد :)- باي
*maryamz*
بهنوششششششششش دلر رو بيااااااااارررررررررر :دييييييييي
*maryamz*
مرد تا اين حد ترسو ؟؟؟؟؟؟؟ :دييييييييي
آره .. شماها هم خون آلودتونو کثيف نکنيد :)
کجا ميري؟؟؟؟؟ تا حالت خوب نشده نبايد بري!!!!
*maryamz*
من و گول زدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا تو چه جور دستياري هستي که کاره دکترو قبول نداري هاااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هههههههههههههههههههههه
*maryamz*
مستر اميرحسين که حالش خوبه. راست مي گه ديگه. من مي خوام از دلرم استفاده کنممممممممم :ديييييييييي
*maryamz*
نه مستر ناکام هنوز خوب نشده دلررررررررررررررر بايد حتما استفاده بشه تا خوب بشه:ديييييييييي
اينجا ديگه کجاست ؟ اين سرمها چيه که بهم وصله ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
:دييييييييي
*maryamz*
من حالم خوبه خوبه. اصلا هم فشار روحي ندارم دلر من کجاسسسسسسسسسسسسسسسسسسس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*maryamz*
نه دلر برا مرد آينده کمه تريلي استفاده مي کنم اون موقع. الان بايد دلر من استفاده بشههههههههههه:دي
*maryamz*
نههههههههههههه سايه نرو تو بيا دستيارم شو. بهنوش همه کاراي منو خراب مي کنههههههههههه.
*maryamz*
خب اين که مشخصه چه گناهي انجام داده يه چي مي گي ها :دييييييييييييي
*maryamz*
نچ گناهش اين بود که امروز غمگين بود :دييييييي
*maryamz*
نميخواستم بکشمش که مي خواستم قلبشو جراحي کنم که نذاشتي :دييييي
خب الحمدالله عمل با موفقيت انجام شد... :دي
*maryamz*
من هنوز عمل نکردممممممممم . توهم زدين :دييييييي
من نفهميدم کي بود عمل کرد ولي به هر حال موفقيت آميز بود ... :ديييييي
*maryamz*
اين طور که پيداست هنوز اثرات دارو بي هوشي نرفته. مثل اين که بايد يه شوک وارد کنم به جاي دلررررررر :دييييييييييييييي
:)))- فقط خدا كنه از وسايل پزشكي چيزي توي شكمم نمونده باشه:دييييي
*maryamz*
مگه شکمتونو باز کردن؟؟؟؟؟
يني شما نميدونييييييييي؟؟؟؟!!!!! :دي
*maryamz*
مي خواستم سطح هوشياري تونو بسنجم:دي مثل اين که يکم حواستون اومده سر جاش. يه شوک ديگه کاملا هوشيار مي شين. بعد من با دلرررررررررررررر ميامممممممممممممممممممممممم:ديييييييييييييي
:ديييي استفاده از آخرين تکنولوژيهاي روز دنيا :)))- حالا تازه خوبه خانم دکتر اصلي (کافه) هنوز نيومده و گرنه ..... :دي
*maryamz*
تا موقعي که اون بياد کار دلر من تموم شده :دييييييييييي
خدا رحم کنه :((- .... منم دو سه تا گربه ميارم تا بترسونمش :دي
*maryamz*
خب کار من با دلر تموم شد. خيلي زشت بود از دلر به اين ظريفي مي ترسيدين:دييي فقط يه لطفي کنين ، سفارش اين خون هايي که دوروبر پاشيده رو بکنين که منظره خوبي به اتاق عمل نداده :دييييييييي
اونا رو ديگه باشه يانگوم مياد جمع ميکنه :)))))- کاش ميشد همه مريضا به همين راحتي معالجه ميشدن واقعا!!! :دييييي
*maryamz*
شما که هنوز معالجه نشدي :ديييييي الان من دارم رو قسمت قلب کار مي کنم تمرکز منو به هم نزنين که شتره درست بياد بيرون :دييييي
اوهوووووووو :دييييييييي
*maryamz*
:))) مستر ناکام کار من تموم شد الان چه حسي دارين؟
پسره يا دختره ؟؟؟؟؟!!!!!!!! :ديييييييييي
*maryamz*
:)))))) شتره تو قلب شما دختره ديگه پسر که نمي ره اون تو:ديييي. حالا چه حسي دارين؟
:دييييي خوب شد احساس سبکي ميکنم الان (آيکون نفس عمـــــــيـــق)
*maryamz*
:)))))))) خداي منان را شکر مي گزارم که توانستم اين حس تکرار نشدني را به شما هديه دهم آمين :دييي
بله واقعاااااااااا .... خدا کنه يه روزي همه دلاشون از شتر خالي بشه :)))))))
ديالوگاتون خيلي بامزه بود!!! بسي خنديدم بعد از آن همه بغض! ناكام ناراحت نباش!
*maryamz*
سارا جان يادي هم از من مي کردي، بوق نيستم بعد از آن عمل جراحي طاقت فرسا :ديييييييييييييييي
هههههههه ديالوگاي همه منظورشون بود لابد :))))- شما که آره .. خيلي خسته شدي :ديييي
از راه دور اومدي خسته نباشي! (يه بيت/مصرع از اون شعر افغانيه بود كه سالا ي پيش مي ذاشت! )
من غلط كنم مريم رو بوق حساب كنم! من بازم با ناكام موافقم متاسفانه! :))
چه ناصبور آمدي خسته نباشي! :ديييييي
*maryamz*
اي بابا مي بينين همه پشت منو خالي مي کنن :ديييييييي الان دقيقا با کدوم حرف مستر ناکام که من باهاش مخالفت کردم موافقي ؟
من توي اين فيدم موافقتم رو اعلام كردم؟! ا... خب از دستم در رفته! ناكام بقيشم يادته؟!
ئه بازم موافقي ؟ :))- نه بقيش تو سي ديه دوئه :دييييييييييي
*maryamz*
بالاخره من که نفميدم تو فيداي ناکام البته با چي موافقي. جلل الخالق :دييييييي
مديونين اگه به عقلم شك كنين!!!!!!!
ههههههه
*maryamz*
مگه خودت شک داري که فکر مي کني بقيه شک دارن؟ :ديي
به خودت بخند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خب خوابم مياد! ولي نمي دونم چرا نمي خوابم؟!
مريم داشتيم؟! بابا شما دكتري! از شما بعيده! :ديييييييي برا اينكه كار از محكم كاري عيب نمي كنه گفتم.
مريم خانم از همون جوشونده ها بهش بده :دييييييي
*maryamz*
از من چي بعيده؟
آقاي ناكام شما ساكت! يكي از اون كشنده هاش مال توئه كه انقد نگي ناراحتم! انگار نه انگار ناراحته! مارو فيلم كرده... :ديييييي
*maryamz*
:))) نه مستر ناکام فکر کنم بايد دوباره دلرمو راه بندازم. ساراااااااااااااااا کجاييييييييييييييييييييي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بيا کارت دارممممممممم
*maryamz*
سارا مستر ناکام فيلم نکردن که. مثل اين که قدرت و بازدهي عمل اين تيم پزشکيو دست کم گرفتي ؟؟؟؟؟
نه مثه اينکه به قدرت اعجاز براگيز معالجات مريم خانم ايمان نداري!!!! موافقم دلرررررررر رو بياااااااريد!!!
بله فرماييد مريم جان! دلرو را بندازيد! لازمه! مخشو هدف قرار ميدي ديگه؟!
*maryamz*
بله اعجاز براگيز گفتين و تمام :ديييييييييييي.اگه بخوام مخ مستر ناکامو هدف قرار بدم که مخ تو هم بايد جزو اهداف باشه چون با همه حرفاي مستر ناکام موافقي :دي برا همين طبق تشخيصات من مخ و مغز هدف نيستن . حالا دلر من کوووووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟
من؟! من با ناكام موافقم؟! ناكام كيه؟! كيهههههههههههههههه؟! (قربون بابا اتي!)
مريم خانم مثه اينکه فايده نداره ... غير از دلر چيز ديگه اي دم دستتون نداريد؟ صندلي برقي ، گيوتين ........ :))))))))
اصلا چرا خشونت بامن؟! (ناكام كه مهم نيس! :دييييي) ولي شرمنده من نگرفتم دلر مال منه؟! دلر فلسفه اش چيه؟! نكنه به جراحي ربط داره؟! من از عمل و بيمارستان مي ترسم!!!!! گفته باشـــــــــــــــــــــم! از من يكي مايه نذارين!
*maryamz*
عجب!!! تو مي گي با مستر ناکام موافقي ديگه پس من موافقم؟؟؟؟؟ :دييييييييي
*maryamz*
نه فقط باجراحي بهبود ميابي :ديي ساطور من کوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شکووووووووفــــــــه !!!! :))))))
*maryamz*
:)))))) سارا زنده اي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناكام ناراحته گفتم ناراحت تر نشه! شما مي خواي موافق باشي، باش! منو قاطي خودت نكن! :ديييييييي ناكام كه فك كنم خوابيده!
با اجازتون من دارم قبر رو آماده ميکنم :ديييييييييييي
*maryamz*
باشه حالا چرا ناراحت مي شي شوخي کردم ببخشيد. ولي اين دلررررررررررر من کجاسسسسسسسسسسسس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :ديييييييييي
*maryamz*
:))))))) قبر کيو؟
قبر يکيو :)))))))- شما مشغول شيد .... :ديييييييي
من با شكوفه جون دوستم! مريم زندم خودمو به مردن زده بودم...
*maryamz*
شکوفه جون منم ها :ديييييييييييييي
اوه قضيه پيچيده شد حالا :دييي
ناكام الهي كه نميريييييييييييييييييييييييييييييي! خائن! من لايك بذارم دست از سر شينيون ما بر مي داريد؟! ا... مريم نگفته بودي اسمت انقد لطيفه! در ضمن ناكام قبرو يه جوري بكن كه گوركنش بيفته توش!
*maryamz*
اره مثل اون راز عمقي شد :دييييييييييييييي
يه جوري ميکنم همه از خداشون باشه برن توش :)))))- (البته همه غير از خودم) :دييييي
*maryamz*
نگفتم که ريا نشه :دييييييي فکر کنم سارا يکم به خاطر شوخي هاي ما اعصابت خورد شده.معذرت مي خوام. من ديگه ادامه نمي دم:)
چه عمقي چه پيچيدگي اي؟! كارگاه بازيه؟! نكنه دنبال شتر ناكامين؟!
ئه تو قضيه شتر از کجا ميدوني؟؟؟؟؟؟ :دييييي
*maryamz*
نه اون قضيه ش جداست شما خبر نداري مخاطبم مستر ناکام بود.
آره من متوجه شدم سارا خوابش مياد بهونه ميگيره شما جدي نگير :ديييييي
مريم ناراحت نشدم فقط كلي خنديدم!!! ناكام تو پنجم دبستان رو تونستي پاس كني؟! بابا نظرارو خوندم ديگه!
*maryamz*
آخه دوست ندارم ناراحت بشه برا همين ديگه دلرو ساطورو گذاشتم کنار :ديييييييييييييييي
هههههه تازه خدا بهت رحم کرده که کافه نيست وگرنه ......... :)))- آمگه پنجم دبستان رو هم پاس ميکنن؟ :دي
*maryamz*
پس برم دوباره دلرو ساطورمو بيارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :دييييييي
بابا ايها الناس ناراحت نشدم!!!!!! من بهونه مي گيرم؟!!!!! ديگه... راستي يه سوال بپرسم ناكام؟!
آره ديگه بهونه ميگيري :))))- اگه فک ميکني که منم ميگم آره بپرس اشتباه ميکني ههههههههههه
نه ناكام!!!معمولا پنجم رو يا ديريپ مي كنن يا پاس ميدن يا شوت مي كنن! تو از اونايي هستي كه ردش كردن!
كافه باشه مگه چي ميشه؟!
*maryamz*
کافه بود مي شديم 3 تا :)))))))))))))))
هههههه از کجا فهميدي؟ :دي
:))))))- همون 3 تا که شروع سال و سال تحويل با هم بوديم :دي فک کنم تا آخر سال بايد همو تحمل کنيم :دييييييييي
*maryamz*
:)))))) اره اين موقع شب که شده بود شما دو تا داشتين بي هوش مي شدين :ديييييييييييي ولي من که فکر نکنم باشم. از 13 به بعد ديگه خيلي کم ميام.
چون خيلي شوتي! آهان مي خواستم بپرسم وقتي ناكام با تنهايي برقصه چه شكلي ميشه؟! :دييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
من که بهت نگفتم پس بهت اجازه داد بپرسي؟!!! :ديييييييي مثه اينکه خبر نداري عملم کردن و اين غده رو بيرون اوردن . ولي اگه بود حتما بندري ميزديم باهم :))))- ....... آره يادش بخير :(- چ زود گذشتا ... انگار همين 7-8 روز پيش بود :))))))))
*maryamz*
:)))))))))))) اره خيلي زود گذشت :ديييييييييي بعدشم غده نبود شتر خانم بود :دييييييييييي
ناكام واسه احترام پرسيدم كه سرت نميشه! :دييييييييييييييييي خب در ادامه گفته بودي كه مي ميري؟! چرا زنده اي؟! پس گوره واسه خودت بود!!!!!!!!!! :ديييييييييييييي
*maryamz*
اره کافه تازه يه عمل هم داشتيم :دييييييييييي سارا آخه مگه کسي بر اثر عمل جراحي من مي ميره ؟؟؟؟؟؟ نمي ميره ديگه:دي
عجب!!! ميبينم که کافه هم دچار کابوس شده و خوابش نمي بره .... پس جمعتون جمع شد الان :)))))))))- من قبر کندم ولي ديگه از ما گذشت هر کي ميخواد کليدشو بهش ميدم :ديييييييييييي
معلومه كه نمي ميره!!!!! من جمله ي بالا رو گفتم! ناكام با تنهايي مي رقصه و مي ميره و...
الانم كه از شتر خانوم گذشته! عاشق تنهايي شده... اي بابا اگر ديدي جواني در پيامرسان فيد... بقيشو ديگه مريم بگه...
ما همش يه فيد عمقي زديمااااااااا ببين چ شرري شد :دييييييييييييي
*maryamz*
نه اونطوري سابقه جراحيه منو خراب مي کردي :ديييييييييييييييي
*maryamz*
مستر ناکام منشا اين شريت خودتون بودين :ديييي بهله کافه پس از الان خودتو سابقه دار نکن . فعلا رو گربه ها امتحان کن :ديييييييييي
پس همون بهتر که نبودي!!!!!!!!!! :)))))- اتفاقا خودم حواسم بود که يه موقع چيزي توي شکمم جا نزارن :ديييييييييي
ايول كافه! كاشكي جا ميذاشتي! مي خواي الان يه كاري بكن! شكوفه بپر دلرتو بيار از نو شروع كنيم... ناكام : از ماست كه بر ماست! تو فيد ميذاري خودتم شر بپا مي كني... والا!
:))))))- فعلا که گربه ها شدن موش آزمايشگاهي شماها ... اول که معتادشون ميکنيد بعدم تيکي تيکه شون ميکنين :((
*maryamz*
نه من سابقه جراحيم رو به خطر نمي اندازم. اصرار نکنيد. اگه مجبورم کنيد زنگ مي زنم 118 :دييييييييييييييييييييييييييييييييي
كافه جان دوران نقاهته! اينو جدي نگير! يكم (...) مي زنه!
2 تا عمل سنگين در کمتر از 2 ساعت ؟؟؟ من صلاح نمي دونم :ديييييييي
*maryamz*
مي خواي چند تا عکس گربه برات بذارم ببيني چيه؟؟؟؟؟؟؟ :ديييييييييييييييييييييييييي
*maryamz*
باشه التماست رو مي پذيرم :دييييييييييييييي
من پيشنهاد ميدم لااقل روزي يه دونه فيد با مضمون گربه (گربه هاي ملوس) داشته باشيم ... :دييييييي
*maryamz*
ولي من پيشنهاد مي دم لااقل روزي يه دونه فيد مضمون گربه ( گربه هاي معتاد شده توسط من تحت نظارت کافه ) داشته باشيم :دييييييييييي
ناكام شما پيشنهاد نده! :ديييييييييي
*maryamz*
باشه الان برات مي ذارم :دييييييييييييييييييييييي
هههههههههه چ بحث جالبي شده
*maryamz*
کافه بالاخره بايد دست آورد هامونو نشون بديم ديگه :دييييييييي
كافه آخه سگم شد نجيب؟!
*maryamz*
کافه بايد اين عکسو نگاه کني اين يه دستورهههه وگرنه مي ذارم عمومي :دييييييييي http://up.iranblog.com/images/3ot027cknqeksbuxl10.jpg
شايد منظورش سگ آبيه :)))- اون اسبه که نجيبه :ديييييي
ايول كافه جون! اسب حيوون مورد علاقمه! ناكام ساكت! :ديييييي
ايوووووووووول چ گربه هاااااااااااااااااايييييييي :ديييييييي
خب چرا ميزيني؟؟؟؟؟؟حالا يه لايک زديا :دييييييي
*maryamz*
ارههههههههههههه خيلي نازننننننننن. کافه به تو زل زدن ها :دييييييييييييييييييييييييييي
نه واسه تنوع خوبه شيوا خانم :دييييييييي ... شبتون بخير خانم کافه
*maryamz*
شبت خوش کافه :)
بچه ها ما هم بريم کم کم ....
*maryamz*
شما هم بريد کم کم. منم هر وقت خوابم گرفت مي رم.
گربه كلا موجود غير قابل تحمليه! اينا كه خيلي بودن و چندش تر از هميشه! مزخرفن.
خوابالو هاي محترم: كافه جان+مريم + ناكام+ شيوانا جان هم هستن يا نه؟! نمي دونم... در هرحال خوب بخوابين!
*maryamz*
من هنوز بيدارم :دييييييييييييي
*maryamz*
دهه مگه من با دلر مستر ناکامو کشتم که بخوام با تريلي شوهرمو له کنم؟؟؟؟؟؟؟ :دييييييييييي
:ديييييييييي
اين بود :(- ولي آخرش ختم بخير شد :)
اوه اوه اوه حال ندارم بخونمش بي خيال :)))
الکي؟!!! :)
خب بعدش؟ :))
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top