شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ مردي براي اعتراف نزد کشيش رفت -:"پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهاني دوم من به يک يهودي پناه دادم" -: " مسلماً تو گناه نکرده اي پسرم" -: " اما من ازش خواستم براي ماندن در انباري من هفته اي بيست شيلينگ بپردازد" - : " خوب البته اين يکي زياد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادي، بنابر اين بخشيده مي شوي"
- : " اوه پدر اين خيلي عاليه. خيالم راحت شد. حالا ميتونم يه سئوال ديگه هم بپرسم؟" ... - :" چي مي خواي بپرسي پسرم؟" - : " به نظر شما بايد بهش بگم که جنگ تموم شده؟"
سلام. قشنگ بود.
*ابرار*
:))جالب بود! ممنون
خيلي قشنگ بود
ههههههه
خواهش مي کنم :))
*ابرار*
:)
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top